داستان کریسمس اوگی رِن
داستان کوتاه
پل آستر
برگردان بابک تبرّایی
قلمروی ادبیّاتِ کتاب کوچک نیلا
انتشارات نیلا
24 رویه
500 تومان

داستانهای کوتاه (قلمروی ادبیّات) و نمایشنامهها (قلمروی هنر) از مجموعهی کتاب کوچک انتشارات نیلا اینروزها خیلی طرفدار دارند؛ بهطوری که در برخی کتابفروشیها (ازجمله کتابسرای نیک!) و شهرکتابها، به گردونههای مخصوصی برای آنها نیز میتوان برخورد. این حرکت نشر نیلا بهنظرم خیلی پسندیده است، چرا که با قیمت مناسب پانصدتومان میتوان به اثری مطلوب از بحبوحهی آثار ادبی دستیافت؛ و نیز آنکه علاوهبر کیفیت قابلقبول چاپ، میتوان از مزیت میلکردن دستپخت مترجمهای خوبی چون بابک تبرّایی، رضا قیصریه، امید نیکفرجام، محمّد نجفی و... بهرهمند شد. فهرست و نمایهی کتابهای کوچک نیلا را میتوانید اینجا ببینید.
پل آستر از نویسندگان محبوب معاصر آمریکاست. او را با سهگانهی نیویورک – رمانهای شهر شیشهای، ارواح و اتاق دربسته – میشناسیم. علاوهبر آن، مجموعههای شعر، مقاله، زندگینامه، فیلمنامه و... از او منتشر شده که بهنظرم با شهرتی که نویسنده دارد، بیهوده است برشمردنشان. از روی همین کتاب، بهتوصیهی وین ونگ، فیلمنامهی دود را نوشت؛ وین ونگ آن را ساخت. بهدنبال آن همراه با او فیلم کبودی را هم نوشتند و ساختند. در ابتدای کتاب هم به دو مقدّمه، یکی مصاحبه با آنِت اینسدورف و دیگری بهقلم وین ونگ، هر دو دربارهی تأثیر این داستان بر ساخت دود برمیخوریم.
داستان بهوضوح اوّلشخص است. درونمایهاش بررسیهای معرفتشناختی، و فرافیزیکی بهعلاوهی کمی هم روزمرگی و مسائل اجتماعی است و نمادگرایی بهشدّت در آن حضور دارد – در کارهای دیگر آستر نیز فراوان است. از ترجمه هم بگویم که روان است نسبتن و حسّ خوبی میدهد بهمان.
راوی – که یک نویسندهی مشهور در روزنامههاست - از شیوهی آشناییاش با اوگی رِن، آغاز میکند؛ شروع، یک نوع خاطرهنویسی است که در ادامهی داستان - باوجود زمان ماضی داستان و روایت اوّلشخص آن - در ذهن خواننده آهستهآهسته تبدیل میشود به یک نثر روانِ شبهگزارشی – بهعقیدهی من، درادامه وقایع آنچنان ذهنمان را دربرمیگیرد که وارد داستان اوگی میشویم، و با وجود حضور راوی در داستان، اوگی برایمان القای به روایتکننده میشود. ازاینجهت، پل آستر پختگی نثرش را نشان داده و از خواندن کتاب بیچونوچرا میشود لذّت برد.
داستانی که نقلمیشود بینهایت بدیع است: به نویسندهای – همان راوی - از ان. وای. تایمز پیشنهاد نوشتن یک داستان برای شمارهی صبح روز کریسمس میشود؛ او قبولمیکند و در تلاش برای یافتن داستان است که اوگی وارد صحنه میشود - البته از ابتدا با معرّفی بینظیری که از او صورتمیگیرد، اسپاتلایتِ داستان روی او هست؛ او بهعنوان یک مغازهدار – همانطور که قابل حدس است سیگارفروشی – معرّفیمیشود؛ البته این سیگارفروشِ دچارِ روزمرّگی، لایهی سطحی شخصیّت اوست. آغاز دوستیِ او و راوی، نشاندادن آلبوم بینظیرش در پستوی مغازه (عمق شخصیّت) – بهعنوان یک عکّاس آماتور – به اوست. آلبومی که نماد بسیاری از چیزهاست؛ و با خواندن داستان به آنها برمیخوریم. قضیه از همینجا شروع میشود: اوگی به تعریفکردن داستان دستیابی به آن دوربین(ها) مشغولمیشود.
فکر میکنید درانتها، راوی داستان کریسمسش را یافتهاست؟
داستان کوتاه
پل آستر
برگردان بابک تبرّایی
قلمروی ادبیّاتِ کتاب کوچک نیلا
انتشارات نیلا
24 رویه
500 تومان

داستانهای کوتاه (قلمروی ادبیّات) و نمایشنامهها (قلمروی هنر) از مجموعهی کتاب کوچک انتشارات نیلا اینروزها خیلی طرفدار دارند؛ بهطوری که در برخی کتابفروشیها (ازجمله کتابسرای نیک!) و شهرکتابها، به گردونههای مخصوصی برای آنها نیز میتوان برخورد. این حرکت نشر نیلا بهنظرم خیلی پسندیده است، چرا که با قیمت مناسب پانصدتومان میتوان به اثری مطلوب از بحبوحهی آثار ادبی دستیافت؛ و نیز آنکه علاوهبر کیفیت قابلقبول چاپ، میتوان از مزیت میلکردن دستپخت مترجمهای خوبی چون بابک تبرّایی، رضا قیصریه، امید نیکفرجام، محمّد نجفی و... بهرهمند شد. فهرست و نمایهی کتابهای کوچک نیلا را میتوانید اینجا ببینید.
پل آستر از نویسندگان محبوب معاصر آمریکاست. او را با سهگانهی نیویورک – رمانهای شهر شیشهای، ارواح و اتاق دربسته – میشناسیم. علاوهبر آن، مجموعههای شعر، مقاله، زندگینامه، فیلمنامه و... از او منتشر شده که بهنظرم با شهرتی که نویسنده دارد، بیهوده است برشمردنشان. از روی همین کتاب، بهتوصیهی وین ونگ، فیلمنامهی دود را نوشت؛ وین ونگ آن را ساخت. بهدنبال آن همراه با او فیلم کبودی را هم نوشتند و ساختند. در ابتدای کتاب هم به دو مقدّمه، یکی مصاحبه با آنِت اینسدورف و دیگری بهقلم وین ونگ، هر دو دربارهی تأثیر این داستان بر ساخت دود برمیخوریم.
داستان بهوضوح اوّلشخص است. درونمایهاش بررسیهای معرفتشناختی، و فرافیزیکی بهعلاوهی کمی هم روزمرگی و مسائل اجتماعی است و نمادگرایی بهشدّت در آن حضور دارد – در کارهای دیگر آستر نیز فراوان است. از ترجمه هم بگویم که روان است نسبتن و حسّ خوبی میدهد بهمان.
راوی – که یک نویسندهی مشهور در روزنامههاست - از شیوهی آشناییاش با اوگی رِن، آغاز میکند؛ شروع، یک نوع خاطرهنویسی است که در ادامهی داستان - باوجود زمان ماضی داستان و روایت اوّلشخص آن - در ذهن خواننده آهستهآهسته تبدیل میشود به یک نثر روانِ شبهگزارشی – بهعقیدهی من، درادامه وقایع آنچنان ذهنمان را دربرمیگیرد که وارد داستان اوگی میشویم، و با وجود حضور راوی در داستان، اوگی برایمان القای به روایتکننده میشود. ازاینجهت، پل آستر پختگی نثرش را نشان داده و از خواندن کتاب بیچونوچرا میشود لذّت برد.
داستانی که نقلمیشود بینهایت بدیع است: به نویسندهای – همان راوی - از ان. وای. تایمز پیشنهاد نوشتن یک داستان برای شمارهی صبح روز کریسمس میشود؛ او قبولمیکند و در تلاش برای یافتن داستان است که اوگی وارد صحنه میشود - البته از ابتدا با معرّفی بینظیری که از او صورتمیگیرد، اسپاتلایتِ داستان روی او هست؛ او بهعنوان یک مغازهدار – همانطور که قابل حدس است سیگارفروشی – معرّفیمیشود؛ البته این سیگارفروشِ دچارِ روزمرّگی، لایهی سطحی شخصیّت اوست. آغاز دوستیِ او و راوی، نشاندادن آلبوم بینظیرش در پستوی مغازه (عمق شخصیّت) – بهعنوان یک عکّاس آماتور – به اوست. آلبومی که نماد بسیاری از چیزهاست؛ و با خواندن داستان به آنها برمیخوریم. قضیه از همینجا شروع میشود: اوگی به تعریفکردن داستان دستیابی به آن دوربین(ها) مشغولمیشود.
فکر میکنید درانتها، راوی داستان کریسمسش را یافتهاست؟
0 دیدگاه:
ارسال يک نظر
ممنونم از ابراز دیدگاهتان