ماهیهای قرمزِ تُنگِ بیشکلِ عید را
بعد از مرگشان
دور میریزیم
یادمان نیست
وقتی آنیکی در تُنگِ لبهچیندارش مرد
تا شب گریهکردیم
در خاکِ باغچهی حیاط دفنش کردیم
و تا چند روز
ظرفِ پرآب
بر سرِ طاقچهی کنجِ اتاق
میدرخشید
بعد از مرگشان
دور میریزیم
یادمان نیست
وقتی آنیکی در تُنگِ لبهچیندارش مرد
تا شب گریهکردیم
در خاکِ باغچهی حیاط دفنش کردیم
و تا چند روز
ظرفِ پرآب
بر سرِ طاقچهی کنجِ اتاق
میدرخشید
4 دیدگاه:
آخ! که اگر ما انسان ها این را بفهمیم ، ریشه ی بسیاری از بدبختی ها کنده می شود ...
حسین عالی بود...
مشتی بود بر هرچه صبح لگد می کَردَمدی...
مثه همیشه!
ممنون از همه.
ارسال يک نظر
ممنونم از ابراز دیدگاهتان