دور نیست

اگر روزی توانستی
نامزد آینده‌ات را از لابه‌لای ِ آگهی‌ها پیدا کنی

بدان
پرتقال‌های حیاطت را هم
با هورمون به بار آورده‌اند

و بقّال ِ سر ِ کوچه
برای مدار ِ احساساتت
باتری ِ نو می‌فروشد



مهر هشتاد و هشت

3 دیدگاه:

ناشناس گفت...

نه ... خيلي دوره... از همين دوري همه چي شروع شد...

به نام حق

اگر شبي نتوانستي
حتا خوده آسمان را ، از لابلاي سقف ها و صورتك ها و رشته موها و رنگ ها و بو ها‌، پيدا كني ،

نه ، شك نكن و تعجّب نه.
حيوان هم گوشت دارد و پوست دارد و مو و استخوان و ... خرگوش و سنجاب و آهو و طاووس هم "زيبا" اند......

خيلي وقت است كه در پاساژ ها، خيابان ها و ... همه جا: چوب حراج را زده اند به من و تو و عفّت و پاكي و وفا و احساس نابمان. ( داد و ستدي كه هر روز و هر شب هست، فصل و وقت هم ندارد ، ) شك نكن...

پ . ن : ماه از بين اين ماه رو ها ، فقط "ماه" مانده... هر چند مي ترسم. به ماه هم مي ترسم. مي ترسم ماه را هم از آسمان زمين گير بكنند ؛ با اين كارها...

آرش گفت...

کجای کاری؟

محمد گفت...

محشره!

ارسال يک نظر

ممنونم از ابراز دیدگاهتان